محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2144
مرآة البلدان ( فارسى )
كياكسار جنگجوتر از پدر بود . در به دو جلوس به اريكهء سلطنت قوانين نظامى مملكت مدى را مشيد ساخت و مثل پدر بناى جهانگيرى را گذاشت و به پادشاه ليدى « 1 » اعلان جنگ نمود و در اين جنگ بود كه كسوف كلى اتفاق افتاد و تفصيل اين كسوف تاريخ هردوت از قرار ذيل است : جمعى از طايفهء بزرگ سيت « 2 » در زمان سلطنت كياكسار در مدى از مملكت خود فرار كرده پناه به مدى آورده بودند . نگارنده گويد طايفهء سيت در خراسان بلكه در دشت قبچاق حاليه كه محل تراكمه است ساكن بودهاند و به عقيدهء بعضى تا ماوراء النهر سكونت داشتهاند . خلاصه بدوا از جانب كياكسار ، سيتها مثل اشخاص عارض كه از يك نقطه از نقاط مملكت به تظلم و شكايت آيند پذيرفته شدند بعدها كمكم كياكسار توجهى مخصوص دربارهء آنها نموده و چون در فنون فارسيت و آداب تيراندازى مهارتى كامل داشتند ، جمعى از جوانان نجيبزادهء مملكت را به آنها سپرد كه ايشان را سوارى و تيراندازى بياموزند . علاوهبراين شغل نظر به اينكه در شكار و صيد هم آنها دستى داشتند هميشه به شكار رفته براى كارخانهء خاصه و مطبخ سلطنتى انواع وحوش و طيور صيد نموده مىآوردند . اتفاقا وقتى جمعى از آنها مأمور به شكار شدند و صيدى به چنگ آنها نيفتاد و دست خالى مراجعت نمودند . كياكسار كه طبعا غيور و تندخو بود بر آنها خشمگين شده به كمال درشتى و ناهنجارى با آنها رفتار كرد . آن طايفه هم از غيرت و غرورى كه داشتند تاب ناملايمات پادشاه را نياورده اما به واسطهء جلالت و شوكت سلطنت ، قدرت اظهار خصومت و اعلان عدوان ننموده روزى چند بردبارى و تأمل كردند . بعد يكى از جوانان
--> ( 1 ) - ليدى در اناطولى عثمانى است و سارد پايتخت قديم آن حالا به سارت مشهور مىباشد ( ا ع ) . ( 2 ) - Cythes تيرهاى از اقوام مجاور ايران در روزگار هخامنشيان كه امروز آنان را « سكاها » يا « سكائيان » مىناميم . اين قوم كه در حد فاصل آرياهاى سفيدپوست و چينيان زردپوست مىزيستند و لابد خود مخلوطى ازين دو عنصر بودند از آسياى مركزى يعنى از تركستان چين تا درياى ارال و اطراف ايران و در خود ايران و تا حدود رود دن پراكنده بودند . كلماتى مثل سجستان ، سگستان ، سكزآباد و سقز و امثال آن نشانى از سكونت اين اقوام در ايران است .